محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
393
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
بخش سوم مرگ موسى ( ع ) چنان كه ديديم ، موسى اسرائيليان را از مصر بيرون برد ، اما چون در بيابانهاى سينا ، اين پيامبر بزرگوار از اين مردم فرومايه ، ناسپاسىهاى بسيار ديد ، چنان شد كه آنان به كيفر اعمالشان ، چهل سال در بيابان سرگردان ماندند تا سرانجام به سرزمين كنعان رسيدند و بر آنان نوشته شد كه هرگز به سرزمين مقدس نرسند . اما در اين كه خود موسى نيز به كنعان رسيد يا نه ، گزارشهاى منابع اسلامى چندگونه سخن گفتهاند ، اينك پارهاى از آن گزارشها : ابن اسحاق و گروهى از عالمان پيشين بر ايناند كه موسى زنده ماند تا آنگاه كه با اسرائيليان از بيابان بيرون آمد و ورود قوم خويش به فلسطين را ديد و هنگام دستيابى آنان بر شهر جباران ( اريحا يا بيت المقدس ) - كه يوشع بن نون ، فرماندهء پيشآهنگان و طلايهداران سپاهش بود - با آنان همراه بود . كالب بن يفنه ، شوهر خواهرش ، مريم نيز با او بود . ابن كثير نيز بر پايهء سخنى از موسى - كه از اين پس خواهيم آورد - كه دعا كرد : « خدايا مرا به اندازهء سنگ پرتابى به سرزمين مقدس نزديك كن » بر اين است كه موسى به آن سرزمين نرسيده است كه اگر رسيده بود ، ديگر چنان دعايى ، جايى نداشت ، اما آنگاه كه در بيابان بود و مرگش نزديك شد ، دوست داشت كه نزديك سرزمينى باشد كه خود و مردمش به سوى آن در كوچ و هجرت بودند ، اما سرنوشت ميان ايشان و آن سرزمين به اندازهء سنگ پرتابى دورى افكند ، و از